هوش
هوش توانایی ذهنی است و قابلیت‌های متنوعی همچون استدلال، برنامه‌ریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر می‌گیرد. نظریه‌های هوش در طول تاریخ تغییر کرده‌اند.  پژوهشگران می‌گویند با نوشیدن شیر، خوردن جگر، تخم مرغ و بادام زمینی، کولین بیشتری به مغز می‌رسد و هوش و حافظه تقویت می‌شود.
بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی ، هوش توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه و یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله " دیوید وکسلر " ، روان شناس امریکایی ، پیشنهاد شده باشد که بیان می‌کند: هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.
انواع هوش
1-هوش کلامی: یعنی توانایی به کارگیری درست لغات به صورت شفاهی یا به صورت نوشتاری. این هوش، توانایی به کارگیری ماهرانه نحو(ساختار زبان)، آواشناسی(صداهای زبان)، معنا شناسی (معنای زبان) و جنبه های عملی (کاربرد های عملی زبان) را شامل می شود.
2-هوش منطقی-ریاضی: توانایی استفاده درست از اعداد و ارقام و بیان استدلالات منطقی و درست. این هوش، مستلزم شناسایی الگو ها و روابط منطقی، گزاره ها و قضایا، توابع و دیگر امور انتزاعی مربوط است.
3-هوش موسیقیایی: یعنی توانایی درک، تشخیص، تبدیل و اجرای اشکال موسیقیایی. این هوش مستلزم شناسایی ریتم، ارتفاع یا ملودی و طنین یا رنگ مایه یک قطعه موسیقی است.
4-هوش میان فردی: توانایی درک و تمایز حالات روحی، مقاصد، انگیزه ها و توانایی تشخیص انواع مختلف نشانه های بین فردی و توانایی پاسخ گویی صحیح به این نشانه ها با روش عملی است.
5-هوش درون فردی: یعنی شناخت خود و توانایی عملکرد مناسب بر اساس آن. این هوش مستلزم داشتن تصویر روشنی از توانایی ها و محدودیت های فردی، آگاهی از حالات درونی، مقاصد، انگیزه ها، خلق و خو، تمایلات، قدرت خویشتن داری، انضباط فردی و عزت نفس است.
و انواع دیگری از هوش مانند هوش طبیعت گرایانه، هوش مکانی، هوش حرکتی جسمانی، هوش اقتصادی و چندگانه می باشد.
تفکر
اندیشیدن یکی از اجزاء لاینفک زندگی بشری است. همه ما با اندیشه آشناییم، چه بطور آگاهانه و چه زمانی که به آن توجه نداریم. درواقع باید گفت وجه تمایز انسان از سایر موجودات در همین اندیشمند بودن اوست.نقش مهارت های تفکر اعم از انتقادی، خلاق، منطقی، پژوهشی و .. در بهبود فضای فکری جامعه ی انسانی و برای اینکه این فرایند را سرعت بخشیم و بتوانیم استفاده بهینه ای از منابع انسانی یا درواقع فکری جامعه انسانی داشته باشیم، بهتر آن است که آموزش را از دوران کودکی آغاز کنیم تا بزرگسالانی آموزش دیده داشته باشیم.  
منظور از تفکر، فرایندی است که توسط آن یادگیری های گذشته دستکاری و سازمان دهی می شود. در واقع تفکر عبارت است از باز آرایی یا تغییر شناختی اطلاعات بدست آمده از محیط و نمادهای ذخیره شده در حافظه بلند مدت. این تعریف کلی انواع مختلف تفکر را در بر می گیرد. بعضی انواع تفکر جنبه بسیار خصوصی دارند و نمادهایی را در بر می گیرند که دارای معانی کاملا شخصی هستند. این نوع تفکر را، تفکر خود گرا می گویند، رویا موردی از تفکر خودگراست. انواع دیگر تفکر، حل کردن مسائل و خلق چیزهای تازه است. این نوع تفکر را، تفکر هدایت شده یا جهت دار می گویند.
خلاقیت
خلاقیت مفهومی است که تعریف‌های آن در طول زمان تغییراتی کرده‌است و پژوهشگران مختلف تعاریف متعددی برای آن ارائه نموده‌اند که البته اشتراک معنایی زیادی دارند.
به عنوان مثال تورنس، خلاقیت را به عنوان نوعی مسئله‌گشایی مد نظر قرار داده‌است. به نظر وی تفکرِ خلاقِ مختصر عبارتست از فرایند حس کردن مسائل یا کاستی‌های موجود در اطلاعات، فرضیه‌سازی دربارهٔ حل مسائل و رفع کاستی‌ها، ارزیابی و آزمودن فرضیهها، بازنگری و بازآزمایی آن‌ها و سرانجام انتقال نتایج به دیگران.
خلاقیت شامل تولید چیزی است که هم اصیل و هم ارزشمند باشد و نشأت گرفته از فرایندهای خودآگاه و ناخودآگاه انسان می‌باشد. از دیدگاه یک دیدگاه علمی محصولات تفکر خلاق گاهی اوقات به تفکر واگرا ارجاع داده می‌شود. همانند دیگر پدیده‌ها در علم یک دیدگاه یا تعریف یگانه از خلاقیت وجود ندارد و به طور متنوع به موارد زیر منسوب شده‌است: فرایند شناختی، محیطی اجتماعی، ویژگی فردی، شانس و همچنین مواردی مانند نبوغ، بیماری‌های روانی و شوخ‌طبعی پیوند داده شده‌است. 
خلاقیت می تواند به صورت اتفاقی احساس شود. ناگهان لحظه ای پیش می آید که ایده جدید خودش را با تفکر آگاهانه نشان دهد و ما بتوانیم مساله همیشگی را حل کنیم. برای نمونه، پس از چند روز تلاش برای نوشتن روی کاغذ سفید، بالاخره کلمات از انگشتان ما جاری شدند و توانستیم مقاله مربوط به بلاگ را بنویسیم. برخی خلاقیترا به هوش نسبت می¬دهند، ولی می دانیم که صرفا باهوش بودن، کافی نیست. ما زمانی خلاق هستیم که شرایط ذهنی مان، مناسب باشد. وقتی به ذهن، دانش و تجربه خود رجوع می کنیم، در ذهن مان می تواند ایده جدیدی خطور کند. آنگاه می توانیم مساله حل نشدنی را حل کنیم و واقعیت جدیدی را متصور شویم.
پرورش خلاقیت و ضرورت وجود آن از اساسی ترین اهداف نظام های آموزشی می باشد . نظام های آموزشی با توجه به برنامه ها، اهداف،محتوا و امکانات آموزشی خود نقش مؤثری در فعالسازی یا تضعیف توانایی خلاقیت در افراد دارند.
بسیاری از مردم برداشت‌های و تصورات نادرستی از خلاقیت دارند. این برداشتها باعث شده که آنها خلاقیت را موضوعی پیچیده و دست‌نیافتی تصور کنند. در زیر سه خصوصیت از خلاقیت ارائه شده که در صورت توجه به آنها می‌توان بیشتر با مقوله خلاقیت آشنا و مانوس شد: 
1-خلاقیت مختص افراد خاص نیست و همه مردم دارای این توانایی هستند. گرچه سطح آن در افراد مختلف متفاوت است. در واقع خلاقیت چیز عجیب و غریبی نیست، بلکه یکی از خصوصیات و توانایی‌های بشر است و ما حتی برخی اوقات بدون آن که شناختی از خلاقیت داشته باشیم، در حل مسائل‌مان از آن استفاده می‌کنیم.
2-خلاقیت یک مهارت اکتسابی و قابل یادگیری است. افراد با هر سطحی از خلاقیت، قادر به فراگیری و ارتقاء سطح خلاقیت خود هستند.
3-خلاقیت منحصر به امور و فعالیت های خاص نیست. بعضی از مردم خلاقیت را منحصر به فعالیتهای هنری می‌دانند. برخی نیز آن را مختص فعالیتهای سطح بالا و اختراع و اکتشاف می‌دانند. در صورتی که کاربرد خلاقیت بسیار گسترده بوده و شما می‌توانید از آن در کارها و مسائل کوچک زندگی روزمره تا مسائل بسیار پیچیده علمی و در سطح جهانی استفاده نمایید.
مرکز تخصصی پرورش ذهن فرزام دوره هایی برای توسعه مهارت های ذهنی  DMSکه شامل موارد هوش- خلاقیت و تفکر است را برگزار می کند.  افزایش انواع هوش مانند: هوش شناختی- هوش اقتصادی- هوش هیجانی- هوش چند گانه و ...و افزایش خلاقیت مانند خلاقیت تریز و اسکمپر و داستان سازی خلاق و ... و افزایش تفکر که شامل تفکر منطقی- تفکر پژوهشی- تفکر خلاق- تفکر انتقادی و....
در صورت نیاز مرکز پژوهشی پرورش ذهن فرزام با ارایه پک دقت و تمرکزو برگزاری کلاس های خصوصی (پرورش ذهن، افزایش حافظه، توسعه مهارت های ذهنی و رفتاری، استعدایابی، بهبود عملکرد و رفتار) در منزل شما یا در مراکز خود بدون هیچ محدودیت سنی برای ارتقا سطح کیفیت زندگی شما کمک رسان باشد.
با ما تماس بگیرید: 22302092 _ 22275312